♥روز ᓄـرگے جات یه בختر17 ωـاله♥

ღجزایی بالاتر از این نیست که به کسی یا چیزی که قسمت تو نیست، دلـــــــــــ♥ـــ ببندیღ

مضخرف ترین روزای تابستون....

حالا درسته اصلا خوش نمیگذره....ولی خیییییلی داره زود میگذره:///ینی چی:///

دلم میخواد زودتر مدرسه ها شروع شه باز از خستگی غش کنم ....حداقلش اینه که وقتی تو مدرسه ام انقدر سحر هستم که خودمم نمیدونم این همه انرژی و از کجا میارم.....انقددد میخندم که میرسم خونه از خستگی حتی نا ندارم لباسامو عوض کنم و چپه میشم رو تخت...

 ولی خب الانم خیییلییی تقاوت نداره فقط کمتر میرم کلاس و کلا اون همه شادی و خنده و کرم ریختنام به حداقل ممکن رسیده....اتفاق خاصیم نیوفتاده که بیام بنویسم ولی خب دلم میخواد بنویسم و از صببب هم که آزاده نامداری حماسه افریده  که به یه "هه" اکتفا میکنم...

من که با چااارتا شکلات خوشحال میشدم مث خری ک بهش تیتاب دادن...منی که میرفتم کلاس از فرررط شیطنت کلاس واسه هممون زود میگذشت...منی که منتظر بودم که بابام بگه "م" من جیغ بزنم بگم مسافرت....حالا از بیرون رفتن و کافی شاپ رفتنای بعد از کلاس...از مسافرت رفتن بیزارم...خودمو حبس کردم تو اتاقم فقط به کتابام نگاه میکنم و حتی طرفشونم نمیرم اصلا انگار بادکنکیم که بادم خالی شده....خبر عروسی میشنوم بجای اینکه مثل همیشه بگم وااای حالا موهامو چ مدلییی درست کنیم و لباس چی بپوشم عادی و معمولی اعلام میکنم من نمیام...این روزارو دوس ندارم....دقیقا خیلی وقت بود این مدلی نبودم.....فقط اهنگ گوش میدم و ولوام روی مبل سره گوشی و نمیفهمم شب و روز چجوری میان و چجوری میرن....دلم واسه خودم تنگ شده...منِ پرانرژی....


ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
جهان هر شخص رو بدون قضاوت بخونیم:)


مای اینستاگرام:sahariii._.saharian
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان