♥روز ᓄـرگے جات یه בختر17 ωـاله♥

ღجزایی بالاتر از این نیست که به کسی یا چیزی که قسمت تو نیست، دلـــــــــــ♥ـــ ببندیღ

خیلی خوشحالم ازینکه تو به دنیا اومدی😍🎈🎊🎉🎂

۴ نظر

باید غزل باشی واست بادکنک هیدروژنی های رنگی پنگی از دم دره کلاس تا داخل کلاس بزنن،،،یه عالمه... و کیک گیرن و سیل پستا و استوری های تولدت مبارک!

باید غزل باشه تو اوج شلوغ پلوغی مث همیشه یادت نره پی ام بدی و چرت و پرت بگیم!

و من داشتم فک میکردم رفیق پایه ی موفرفریه مهربون خوش خنده ی مهربونِ قشنگم چقدر دووووست صمیمی داره،حسودیم شد بسیاااار چون دلم میخواست فقط خودم دوستت باشم😅و فکر کردم چطوری این همه ادما میتونن دوریت و طاقت بیارن!

منکه نمیتونم تنها برم ولیعصر و متر کنم

یا برم اون رستورانه اخرسرم با نیش باز بگم میشه ازون بادکنام بدین

بگذریـــــم!

اینجارو نداری ولی خب من این پست و واست میفرستم،میزارم یه هفته دیگه میفرستم برات که قشنگ بچسبه،الان زیاد تبریک شنیدی😅

تولدت مبارکمون جذابِ قشنگِ موفرفری💜

پ.ن:این پست و دقیقا چهارشنبه شب ساعت۰۰:۰۰نوشتم که نتم تموم شد،ولی باید ثبت میشد دیگه!


پ.ن:بعدا با یه پست کش دار و سورپرایزِ تولد غزل میام حرف میزنیم،دمتون گرم نظرای پست قبل نسبتا زیاد بود یه لحظه حس کردم نههه واقعا خونده میشم😂

یکی از شبای خوب سرد بهمن!

۱۳ نظر

یه فیلم میشه اینه بغل

یه فیلم میشه مادر قلب اتمی...

...........................................................

امروز خیلی خدا به من خندید،،،میتونم صدای قه قهه هاشو بشنوم!دو بار تو راه مدرسه خوردم زمین یه بار تو مدرسه ...برگشتی که تا میخواستم سر بخورم رو یخا و بیوفتم محدثه رو میگرفتم😂الانم اومدنی از سینما دم در رو هوا معـلق بودم یه نفر با یه دست کمرمو گرف گذاشتم زمین بعدم ریلکس رفت😂..یه پسره خیلی جنتلمنانه ازونایی که از دوووور میبینی معلومه هشتاد تا دوس دختر و دوس اجتماعی داره جالبه با اون یکی دستشم  با گوشیش ور میرفت در عین حال،،،،مامان و خالم که جلو جلو میرفتن حواسشون نبود به من!!!!ینی از شدت خجالت و حرص و عصبانیت گوشام داغ شده بودن،،،ولی دمش گرم نذاشت بیوفتم به هرحال!

زمینِ عروسِ قشنگ!

۵ نظر

صبح اموزشگاه زنگ زد گفت کلاس نداریم امروزووو!!!دیگه نتونستم بخوابم پاشدم دیدم مامانم داره میره سرکار!با هم صبحونه خوردیم تلفن و برداشتم زنگ زدم اول به غزل بعد تا برداشت قطع کردم زنگ زدم تا برداشت قطع کردم زنگ زدم تا برداشت قطع کردم اخرسر تا برداشت یه پسره داد زد مردممممممممممممم ازاااااااااررررر و.....!!!

هنگگگگگگگگگ بودم مطمعن بودم شماره غزله ولی دیگه انقدر ترسیدم زبونم بند اومده بود سریع قطع کردم!محیارو گرفتم از خواب بیدارش کردم یکم حرف زدیم!یه چایی ریختم وایستاده بودم جلوی پنجره برف بازی مردم و تو پارکم روبروی خونمون میدیدیم!!!تو حیاطم اون پسر ژیگوله همسایمون و چارتا پسر و چنتا دختر...دلم میخواست منم برم پایین ولی خب یه کاره برم بگم چی؟ منم بازی میدین:))))))دیدم ضایه اس نرفتم!


بعد محدثه اومده بود دم خونمون که سحر بیا بریم برف بازی من خوااااابم برده بود!قبلشم بهم پی ام داده بود بنده خداااا!!!! واقعا نفهمیدم کی خوابم برده دیگه گفت بازم میاد حالا!بعد غزل زنگ زد گفت بریم برف بازی گفتم ارههههه بزار زنگ بزنم اجازه بگیرم که مامانم گفت نه نمیخواد بری!!!!!دوره خونشون بعدا میری الان سره میخوری زمین منم وقت ندارم بیام الان ببرمت!خب؟؟؟؟هی میخواست یه جوری بگه من ناراحت نشم!!!نرفتیم و نشستیم از پشت پنجره هی بیروووون و دیدیم تنهایی!!!!!!!!خالمم زنگ زد گفت سحرررر ماشینم خراب شده میخواستم بیام دنبالت بریم بیرون!!!!!همه اینااااا دست به دست هم داد تا احسان خواجه امیری و قریب به دویست هزااااااااار بار گوش بدم و هی قهوه بخورم و دو دیقه یه بار پنجره رو باز کنم و برف بازی بقیه رو ببینم!!!یخ کنم و دوباره پنجره رو ببندم!!!

شما چی؟ رفتین برف بازی؟:))



اولِ بهمن 96 به کام!:)

۶ نظر

من میگم خوشبخت کسیه که دوستایی داره که حتی اگه همهههه ی همه ی تلاشش و کنه و از ته دل بخنده بازم بفهمن خوب نیست،بعد از مدرسه ببرنش حسااااااااابی تیغش بزنن هی کوفت سفارش بدن به این بهونه به اووووون بهونه:))))خوش گذشت امروووز...خیلی...

ولی از زنگ سوم به بعد به قدررررررررررررری دل درد وحشتناک داشتم دولا دولا اومدم خونه و بالشت و پتو و چنتام از کوسنای نرم برداشتم با یه لیوان چای داغ رفتم چسبیدم به رادیاتور واستون پستای طول و دراز و سفرنامههههه مشهد و بزااااارم:))


در نهایت امروز و همسایه بالاییمون با اوردن کوفتههه تبریزیه خوش مزه سورپرایزمون کررررد!!!ازین همسایه هااااااااااااای گلللللللللللل:)))))


اقا!!!!خسته شدیم از امتحاااااان اینا!!!!معلما چرا مهلت نمیدن خب.... داداش بزار ترم شروع شه درسو شروع کنی بعد امتحان بزاااااااااااااار!!!!

در هرصورت من نمیخونم و میخوام فعلا تا خوابم نبرده و حوصله نوشتن دارم پستای پیش نویس شده رو پابلیش کنم!!!!




پ.ن خیلی مهم:چند روز پیشا یه نفر خصوصی نظر داد که پست طوووووول و درااااز ننویس!قبلا اینجوری انقد کش دار نمینوشتی(به حق چیزای نشنیده هههه:)) ) و ازین جور حرفا... خواستم یه بار اینجا بگم تا همیشه! من اینجا فقط طولانی مینویسم....بعضی وقتام ممکنه یه خطی یا سه خطی پست بذارم و بستگی به حالم داره!!!روند وبلاگم این چن ساله این مدلی بوده تغییریم نمیکنه!گفتم واسه اونایی که اعصاب پست طولانی و ندارن!!!:)



از سر بغض و ناراحتی و اعصابِ داغون!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

شرحِ حال:)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

آی دلم بسوز آی دلم بسوز دوسش دارم و میخوامش هنوز!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

زمینِ یخ،هوایِ سرد،حالِ بد!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

رو به تحلیل!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

دوری😔

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

نیمچه پســــــــــت طورانه:)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

میگم به زور باید خوب بگذرن این روزا "باید":)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

خواننده جانم با اون صدات😢💔

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

دوشنبه ای که از حال خوب لبریــــــــــز بود❤

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

نظرسنجی طور:)موقتا پست باز می باشد:)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اخرین جمعه ی پابیزی!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

یک شب پاییزی زیبا...یک عدد خوشحال و سرماخورده:)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

تولدم مبارک^.^

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

دو هفته ی خلاصه و مبسوط طور:)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

حیف نیست این روزها تو کوچه ها روی برگ های زرد راه نریم و پاییز و نفس نکشیم؟؟؟؟

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
زندگی شاید آن لبخندیست،

که دریغش کردیم…:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان