ویــــــــــــــــــــــــــرگول:)

"ویرگول" ᓄـڪثے براے نوشتـہ هایـᓄـ!

با احتیاط حمل شود...شکستنی است...این قلبِ من...

تو مجبور نیستی همرو از خودت راضی نگه داری....

مجبور نیستی حرف دلتو نزنی...

مجبور نیستی یه نقاب بزنی به صورتت و مث احمقا از رویه چیزی به اسم "سیاست" حرف بزنی...

مجبور نیستی هی بغض کنی و نم اشک گوشه چشتو پاک کنی...

توام مثل همه...

قلب تو با قلب هیچکس فرقی نداره...

ادمه دیگه نمیبینه یه لگد میزنه و تق...میشکنه...

ادمه دیگه یه حرفی میزنه و قه قهه سر میده و این قلب لامصب بازم تق میشکنه

ادمه دیگه...

قلبه دیگه...

شکست اش با نشکستش اش چه فرقی داره؟؟؟

توام ادمی دیگه....

مث احمقا تو تاریکی شب میتونی پشت پنجره ای که روبروش دیواره و زیر اسمون سیاهه بدون ماه و ستاره و روی درختا و گلای تو حیاط اشک بریزی حتی بلند بلند گریه کنی...هق هق کنی...گله کنی...به حماقتات فکر کنی...

.

.

.

.

 .

.

پ.ن:نت داشته یا نداشته حس کردم اینو نگم و ننویسم قلبم وامیسته...حس میکنم مدام یه چیزی تو قفسه سینم فرو میریزه...یه چیزی مثل گدازه که دلمو میسوزونه...که قلبمو میسوزونه...که گلومو میسوزونه...ازونور اشکام صورتمو....کاش میشد دل سنگ ترین و سردترین ادم این دنیا بودم ای کاش ای کاش ای کاش...

چون دل من که چنین خون ‌آلود... هر دم از دیده فرو می ریزد...

۲ نظر

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من...

آسمان تو چه رنگ است امروز؟

آفتابی ست هوا؟ 

یا گرفته است هنوز ؟ 

من در این گوشه که از دنیا بیرون است...

آفتابی به سرم نیست ...

از بهاران خبرم نیست...

آنچه می بینم دیوار است...

آه این سخت سیاه ...

آنچنان نزدیک است...

که چو بر می کشم از سینه نفس...

نفسم را بر می گرداند...

ره چنان بسته که پرواز نگه ...

در همین یک قدمی می ماند ...

کورسویی ز چراغی رنجور ...

قصه پرداز شب ظلمانیست ...

نفسم می گیرد ...

که هوا هم اینجا زندانی ست ...

هر چه با من اینجاست...

رنگ رخ باخته است ...

آفتابی هرگز ...

گوشه چشمی هم ...

بر فراموشی این دخمه نینداخته است ...

اندر این گوشه خاموش فراموش شده ...

کز دم سردش هر شمعی خاموش شده ...

یاد رنگینی در خاطرمن ...

گریه می انگیزد ...

ارغوانم آنجاست.. 

ارغوانم تنهاست...

ارغوانم دارد می گرید ...

چون دل من که چنین خون ‌آلود ...

هر دم از دیده فرو می ریزد ...

ارغوان ...

این چه رازیست که هر بار بهار ...

با عزای دل ما می آید؟

که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است...

وین چنین بر جگر سوختگان...

داغ بر داغ می افزاید؟ 

ارغوان پنجه خونین زمین...

دامن صبح بگیر ...

وز سواران خرامنده خورشید بپرس ...

کی بر این درد غم می گذرند ؟ 

ارغوان خوشه خون...

بامدادان که کبوترها ...

بر لب پنجره ی باز سحر غلغله می آغازند ...

جان گل رنگ مرا ...

بر سر دست بگیر ...

به تماشاگه پرواز ببر ...

آه بشتاب که هم پروازان...

نگران غم هم پروازند...

ارغوان بیرق گلگون بهار ...

تو برافراشته باش ...

شعر خونبار منی ...

یاد رنگین رفیقانم را...

بر زبان داشته باش...

تو بخوان نغمه ناخوانده ی من ...

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من...

"هوشنگ ابتهاج"

دیگه واسه همیشه از دستای من میری.... میری یک گوشه میشینی و پنهون اشک میریزی...

آخه داره قلبم میگه....

دیگه واسه همیشه از دستای من میری...



از رنجی خسته ام که از آن من نیست...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

عامپاس

روزای استرس زا

روزای استرس زا

روزای استرس زا

و دیگر هیج

کاش میشد پرواز کرد و اوج گرفت و ابرها را بغل کرد...زمین جایی برای ماندن نیست...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

کسی است که خنجر ندارد..."دوست" را میگویم....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

تو حالمو نمیدونی بدتر از دیوونه هاست حرف میزنم هی با خودم تودلم گلایه هاست

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

امشب از همون شباس رفته از سرم حواس تو نیستی و باز دلم مهمون خیابوناس

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

نمی تونی پنهون کنی داغونی!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

یکبار،فقط و فقط برایِ یک چیز!یاعلی💪👋

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

بی تو من اینجا نمیمونم!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

تا وقتی که خدایی هست رفیقه راه من باشه تو هر جایی زمین خوردی شاید از آه من باشه

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

ما ز یاران چشم یاری داشتیم،خود غلط بود آن چه می‌پنداشتیم!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

از سر بغض و ناراحتی و اعصابِ داغون!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برای کوچه غمگینم... برای خونه غمگینم ...برای تو برای من، برای هر کی مثل ما داره "میسوزه" غمگینم

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

آی دلم بسوز آی دلم بسوز دوسش دارم و میخوامش هنوز!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

زمینِ یخ،هوایِ سرد،حالِ بد!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

رو به تحلیل!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

نشد قسمتم باشی و پیش تو به لبخند هر روزت عادت کنم....

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
به دور از همه ی ادم های دنیای واقعی
برای مقداری آرامش...
......
یک دخترِ کنکوری:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان