♥روز ᓄـرگے جات یه בختر17 ωـاله♥

ღجزایی بالاتر از این نیست که به کسی یا چیزی که قسمت تو نیست، دلـــــــــــ♥ـــ ببندیღ

یکی از شبای خوب سرد بهمن!

۱۳ نظر

یه فیلم میشه اینه بغل

یه فیلم میشه مادر قلب اتمی...

...........................................................

امروز خیلی خدا به من خندید،،،میتونم صدای قه قهه هاشو بشنوم!دو بار تو راه مدرسه خوردم زمین یه بار تو مدرسه ...برگشتی که تا میخواستم سر بخورم رو یخا و بیوفتم محدثه رو میگرفتم😂الانم اومدنی از سینما دم در رو هوا معـلق بودم یه نفر با یه دست کمرمو گرف گذاشتم زمین بعدم ریلکس رفت😂..یه پسره خیلی جنتلمنانه ازونایی که از دوووور میبینی معلومه هشتاد تا دوس دختر و دوس اجتماعی داره جالبه با اون یکی دستشم  با گوشیش ور میرفت در عین حال،،،،مامان و خالم که جلو جلو میرفتن حواسشون نبود به من!!!!ینی از شدت خجالت و حرص و عصبانیت گوشام داغ شده بودن،،،ولی دمش گرم نذاشت بیوفتم به هرحال!

شرحِ حال:)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

دلمممممممممممممم میخواااااااااد داد بزنممممممممم{2}

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

نیمچه پســــــــــت طورانه:)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

هرچه میخواهد دلتنگت بپرس طور

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

زلزله۲

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

نظرسنجی طور:)موقتا پست باز می باشد:)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

یک شب پاییزی زیبا...یک عدد خوشحال و سرماخورده:)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

ماجراجات:)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

سری رفتارهای خاله زنکانه...قسمت اول

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

:)

۹ نظر

چرا دیگه نمیشه نوشت؟؟؟:)


شهاب مظفری شمارم دیوونه میکنه با آهنگاش؟؟؟




چو عضوی به درد اورد روزگار....بیان در این موقعیت از ما نخواهد عنوان را!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

ایسگاطوری:))

۲ نظر


گوش بدیم و به افق خیره بمانیمممممممممم:)))





مضخرف ترین جمعه ی سال!!!

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

روزنوشتِ540ام:)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

یک شبِ بسیار خوب مرداد:)

۶ نظر

درسته که از الان تا ساعت نمیدونم چند باید درس بخونم برای کلاس فردا...ولی ولی ولی امشب هیچوقت از ذهن من پاک نمیشه و نخواهد شد....چقدررر بهم خوش گذشت...اصلا حس میکردم اون شخص تو تلوزیون یکی دیگس اینی که جلومه کلا یه ادمِ دیگه....و دیگه دیدم مثل خودم شیطونِ نفهمیدم عقربه ساعت از نه  چطوری شد یک و نیمِ شب....خیییییلی زیاد انرژی دارم الان!!!!!حس میکنم یه عالمه پتانسیل اینو دارم که تا خوده صبح درس بخونم....چقدر خوبه که امشب خوابید پیشمون و فردام صبونه رو باهامونه...قطعا دوشنبه ها و سه شنبه ها که تهرانِ و تو قرارایی که با خالم داره و میرن گردش ولشون نمیکنمممممم ههه:)

اما توجهتون و جلب میکنم به کلمات تغییر شکل یافته ی کتاب زیست امسال....چقدددر مسعولین به فکرن!!!اگه این کلمه ها به مصوب فرهنگستان تغییر نمیکرد ما چجورییی زیست میخوندیم؟شدنی بود عایا؟:))))


بعدا نوشت:کروموزوم و دیگر هیچ:)))


همون پستی که یهویی ثبت شد و ارزش خوندن هم ندارد حتی فقط از دل برآمد:)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

اگه یکبار دیگه به دنیا میومدم....:)

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

از سری پست های نیمچه طورانه:)

۳ نظر

اینکه من شبا نه نرسیده خوابم میبره و غش میکنم و متعاقبا صب یه رب به نه بیدار میشم صدای جیک جیکاااااای گنجیشکام میشنوم ینیییییییی خووووووووووده زندگی:)))اقاااااا ساعت خواب ما تنظیم شد حااااااااااااالا یاااااارم بیا:)))


امروز میخوام دو تا پست کشدارمو پابلیش کنم و بیااااام وباتونو بخونممم با افتخار:) این مدت که امتحان داشتم تا میدیدم پست جدید گذاشتین میومدم وبلاگتون و عذاب وجدان امتحاااان نمیذاشت بشینم بخونم قشنگ اینه که امروز کلااااااا میخوام تلافی کنم و هییی بخونمتون هیییییی نظر بدم هی بخونمتون هی نظر بدم:)))نظردهیه خونم اومده پایین:))


این نیمچه پستم همینجوری  گفتم بزارم دیگه اهاااااااااااان اقــــــــــــــــــــــــــــااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟نمیشه شمام یه چالش چای بزارید؟؟؟؟مام از چاییمون عکس بگیریم بعد بگیم تشکر از فلانیه عزیزتر از جان بعد شما بیاید کامنت بزارید که نههه سحر جان این چه حرفیه شما عزیزی و منم بگم نهههه این چه حرقیه من خاک کقشتونم و اینا؟؟؟؟شایدم گذاشتین و من خبر ندارم ولی اقا بزارید ما که همیشه از چاییمون تو هرحالتی عکس میگیریم حالا با اسمِ چالشم باشه چه بهتر هههه:))


احساس میکنم همینجوری ادامه بدم یه پست کشدار ازینم درمیاد پـــــــــــــــــس تا درودی دیگر بودوروووووود:)

امروزانه😃

۲ نظر

بوی فرنی و گلااااب تو خونه پیچید و مستتتت شدیم😃که باعث شد دیگه نتونم عربی بخونم و بیام یه پست بزارم خرسند بشوم😁😂امروز تا یک خواب بودم مامانمم همینطور،بعد از زنگ همسایه محترم بیدار شدیم حدود یک ساااعت داشت پشت سره بقیه حرف میزد مامانمم هی میخواست بپیچونش ولی نتونست😅به این خانومه خیلی من ارادت دارم👩😹،اونموقع ها که منو تازه دیده بود برگشت گف شما خواهره میترا خانومی؟ندیده بودم تونننن تاحالااااا(مامانمومیگف)یرگشتم گفتم نه دخترشونم:///گف ماااشلا خیلی خوب موندن میترا خانوم بهشون نمیخوره دختر همسن شما داشته باشن:///نمیدونم یا ازمامانم تعریف کرد یا منو تخریب کرد😅از سه که نشستم سره عربی بی وقفههه خمیازه کشیدم و دهن دره کردم دیگه خودمم عصبانی شدم:/همینجوری غرق کتاب بودم غزل زنگ زد و انقددددددر بلند بلند خندیدم از دستش و خوش گذشت بهم نفهمیدم یک ساااعته داریم حرف میزنبم و غیبت میکنیم😁بعدم واسه کلاس تابستونیامون برنامه ریختیم قرار شد من هماهنگ کنم بش بگم واسه شنا بریم جایی که اون میگه،واسه والیبالم که من گفتم میریم پیش دوست خالم که قبلانم گفتم مربیه مغلطههه ام نکنه و گف من عربی و دو ساعت پیش تموم کردم ،چون معلمامون فرق دارن نکته هایی ک معلممون گفتو بش گفتم گف سحرررررر هیچی نخوندم من جارومحرور چیه عصننن😂😂😂پشت تلفن انقد مسخره بازی دراووورد نمیذاشت درست بش یاد بدم بعد گفتم برو بمیر دیگه تلفنتون سوخت😅بعد وسط حرف زدن یهو میگف هووو به چی میخندی من هنگ کرده بودم بعد دیدم با ابجیش بود😂😂بخدا قدررر نمیدونه من اگه خواهر داشتمم هعی...😃دیگه ازونور صدای بز و سگ و گرله میومد منم اینور ول شده بودم انقدددر خندیدم😅فردا قرار شد بریم ثبت نام کنیم والیبالو بعدشم من مخ مامانمو بزنم راضیش کنم بریم سینما :/دیگه اینکه باهم والیبالو شنارو میریم کلاس زبانمونم که سرجایه خودشه و میمونه یه کلاس که غزل از بچگی تقریبا میره کاراته بچم😂و چون میخواست تو مسابقات شرکت کنه حتی میخواست مدرسشو عوض کنه و من کلی ابغوره گرفتم و مامانشم نذاشت دیگه بیاد بیرون ازین مدرسه ولی هرووز باشگاه داره و کلی تلاش میکنه و زور مبزنه😂😁😝منم ویولن میرم که کلا باهم تو این یه نقطه تفاوت داریم اون کاراته من ویولن وگرنه بقیه رو باهمیم:))اینم بگم اون روز یه فلش پرررررر واسم فیلم ریخته بود خوشحاااااال گرفتم گذاشتم تو جیبم بعد سره جلسه داشتم با مداد مینوشتم تو چکنویس اومدم پاک کنم فک کردم پاکنم تو جیبمه و دس کردم فلشرو دراوردم همینطوری که تو عمممق مسعله بودم دیدم فلشرو دارم میکشم رو برگم😂😂😂😂فک کردم پاک کنه😅خندیدم اومدم بزارمش تو جیبم از دستم کشیده شد دیدم معاونمون(همونکه اخلاقش چیزه)از دستم گرفتش و با قیااافه میرغضبانانه گف بعد امتحان میای پیش من و اوووف خلاصه درده سری شد و خداروشکر فیلماش مناسب بود و ایرانی بود همه😅

نتیجه اخلاقی:هیچوووقت از پاکن سرجلسه استفاده نکنید ممکنه چیزای دیگه ای بجای پاکن ازجیباتون بیاد بیرون😅😅😅


همینا دیگه اهان راستی دیشبم رفتیم رسدوران و اصنننن کوفتمووون شد،واقعا یه ادم به عنوان عروسه خانواده چقدررررررر میتونه انقدددر همرو بندازه به جون هم:/بعضی وقتااا تو دلم میگم شما حرف نزن نمیمیری بخدا ولی خب زنداییم منو خیلی دوس داره منم خودمو قاطیه این دعواهای خاله زنکی نمیکنم چه بسا خییلیم بامحبته ولی کرمرو داره😂دیگه فقط حرصم میگیره ازش میام اینجا مینویسم ازش ایشالااا که خدا ببخشه😁🙏ماجراشم تو یه پست دیگه میگم فعلا حس میکنم چن وقطیه اشک چشمام نبومده برم یکم ماه عسل ببینم ضدعفونی شن😅عیدتونم پساپس مبـــارک تو پست قبل یادم رف تبریک بگم بسیار پوزش خواهانیم :)

تابستون اومداااااا حاااالااااا لالای لالای لالالای لااااااای💃💃💃👏👏👏😅😂

دقایق قبل افطارتون بخیر😊❤

زندگی شاید آن لبخندیست،

که دریغش کردیم…:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان