♥روز ᓄـرگے جات یه בختر17 ωـاله♥

ღجزایی بالاتر از این نیست که به کسی یا چیزی که قسمت تو نیست، دلـــــــــــ♥ـــ ببندیღ

دعوا...

تقصیر خودش بود که باعث شد باهم دعوامون بشه چند روزه فقط منتظره دعوا راه بندازه:/

امروز دعوا کردیم:/

بدم دعوا کردیم:/

فوشم دادیم بهم:/

همدیگرم زدیم:/

بچه ها جدا میکردن:///

نکبت://///

واسه اولین بار دعوا کردم:///

تنها راه خالی شدن از حرص و حرص و حرص فقط نوشتنه الان اونم با خواب الودگی فراوون:///

نمیخواستم محیا دخالت کنه ولی چون قبلا باهاش دعواش شده بود اونم اومد وسط دعو یه اوضاعی بودا:////

وسط دعوا خندم گرفته بود://///

دم دفتر:

اون:هه فک کردی خیلی شاخی؟

من:شاخ تویی که رو سره گاوی

اون:من شاخ نیستم شاخ شکنم

من:نه تو قند شکنی(تیکه نمیومد تو ذهنم مجبوووووور بودم اونموقع مجبوووووور:) )

محیا:ههه توووو یخ شکنی

ریحانه:تو کردگدنی

من همون دم دفتر مرده بودم از خنده

ریحانه و محیا همونجا موزاییکارو گاز میگرفتن اونم هی ناخوناشو میخورد

آخ عجب روزی بود:)

صرفا جهت ثبت شدن:)))



پ.ن:ریحانه داشت جدا میکرد مارو اونم با ما قاطی کردن اوردنش دم دفتر و....:)))

SHIVA gh.s
۲۱ آبان ۱۶:۳۳
😂😂😂😂😂😂😂😂😂چ ربطی ب کرگدن داشت؟

پاسخ :

نمیدونم واقعااا شاید وزنشون شبیه بودن ههه:)
آقای دال
۱۳ آبان ۱۹:۱۲
آخی

پاسخ :

:/
مسـ ـتور
۱۲ آبان ۰۹:۳۱
0_o
جل الخالق
اینقد بدم میاد تا یه چیزی میشه طرف مقابل میگه فکر کردی خیلی شاخی!!!! |:

پاسخ :

واقعاااااا ایش:/
پسر مشرقی
۱۱ آبان ۲۱:۱۹
آره دیگه ملت دوست دختراشون رو توی آغوش می گیرن و سر می گذارن روی بازوشون, من بالشتم رو!

پاسخ :

اشکال نداره بزار نقش کیسه بوکسم برات اجرا کنه:)))))
پسر مشرقی
۱۱ آبان ۲۱:۰۱
بالشت طفلی چندتا نقش می تونه بگیره به خودش! هم نقش دوست دختر و هم دم ام رو بازی کنه و هم کتک خور من رو!

پاسخ :

ههههههه دوس دختررررر؟؟؟:)))
پسر مشرقی
۱۱ آبان ۲۰:۴۵
آاااااخخخخ چقدر کیسه بوکس لازم ام...

پاسخ :

منم ندارم وگرنه بت میدادم شرمنده:))ولی بالشت فک کنم بتونه گزینه خوبی باشه:)
پسر مشرقی
۱۱ آبان ۱۹:۳۹
دلم دعوا می خواد...

پاسخ :

کیسه بوکس:)))
نازنین مریم
۱۱ آبان ۱۱:۱۷
😂😂😂سانددددویچ باهاش نصف کردییییی
اگه من جات بودم عمرا یه همچین کاری میکردم

پاسخ :

نهههههه با اون دخترهههه نههه منو محیا و ریحانه ساندویچ و دخلشو اوردیم اون نشسته بود رو پله ها:)))
نازنین مریم
۰۹ آبان ۱۳:۲۱
وااااای چه باحال مام دیروز دعوا داشتیم 
 البته کار به دفتر نکشید😁
 ادامشو بگو چی شد رفتین دفتر؟؟؟

پاسخ :

نععع بابا این معاونای ما داعم تو حیاطن همش... اخرم دیدن داریم گیسایی همو میکنیم کشون کشون بردنمون دفتر:)))اونجام ک رفتیم یه ذره دعوا کردن یه ذره ترسوندن یه ذره نصیحت کردن بعدم مورد انظباطی خوردیم اومدیم رفتیم سر کلاس فیزیک رامون ندداد رفتیم تو حیاط از بوفه ساندویچ خریدیم نصف کردیم خوردیم بعدم زنگ خورد:)))))
یا๛ گُلے
۰۸ آبان ۱۶:۲۶
:)))))))
دیوووونه جان :)

پاسخ :

:)))))
پسرک فضایی
۰۷ آبان ۲۱:۵۵
عجب :|

پاسخ :

:/
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۰۷ آبان ۱۷:۱۲
واسه ما بود یکی سیاه و کبود میرفت خونه :|

پاسخ :

شما پسریناااااااا همینجورییش دوستمون قراره مامان و باباشو ییاره سرمون:)))دبستانه ههه:))
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۰۷ آبان ۱۶:۵۵
دعوای دخترا همینه؟

پاسخ :

گویا:)
آرام :)
۰۷ آبان ۱۰:۳۵
خخخخخخ
چه دعوایی😁😀

پاسخ :

:))))
Aramam .F
۰۷ آبان ۰۸:۳۱
خخخخ
چه دعوای باحالییییییی:)
دلت شاد و روزای مدرست بدون دعوا:)

پاسخ :

ههه:)

مرسییییی عیزم:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
جهان هر شخص رو بدون قضاوت بخونیم:)


مای اینستاگرام:sahariii._.saharian
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان