ویــــــــــــــــــــــــــرگول:)

"ویرگول" ᓄـڪثے براے نوشتـہ هایـᓄـ!

دوشواری دارد!

بعد از کار تو معدن سخت ترین کاره دنیا کشیدن خط چشم صاف و  قرینه با اون یکی چشمه:){دستمال مرطوب را برمیداردخط چشم را برای هزارمین بار پاک میکند و دوباره تلاش میکند}

SHIVA gh.s
۲۹ شهریور ۲۲:۱۳
برات میفرستم تو اینستا چیجوری قرینه بکشی

پاسخ :

ههههه دمت  گرم
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۲۹ شهریور ۰۹:۳۶
استغفرالله...
میگم دیدم یارو 2 ساعت هی میکشه هی پاک میکنه -_-

پاسخ :

:/
عجبز...درهرصورت کاره بسیار سختیه:/
همدم تنها
۲۹ شهریور ۰۱:۲۸
ب امید موفقیت 😊

پاسخ :

انشاالله:)همدم تنها چن وختی بود نبودی خوش برگشتی:)
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۲۸ شهریور ۲۱:۳۱
خط چشم کشیدن :|

پاسخ :

ینی پتانسیل اینو داری بکشی؟؟؟؟؟
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۲۸ شهریور ۲۰:۴۶
اینقد توی عروسیا دیدمممممممممم

پاسخ :

خط چش دیــــــدددددییییییییییییییی؟
یــاسـᓄـךּ ●‿●
۲۸ شهریور ۱۹:۰۲
میفهممت خیلی سخته :))

پاسخ :

خیییلی😂❤
ستایش
۲۸ شهریور ۱۸:۳۱
با خودم عهد بستم دیگه به چشام دست نزنم
ولی خدایی سخته
من ی بار خاله ام برام ریمل زد موقع تمیز کردنش عمه خاله مو گرفتم زیر بار فحش
چشام تا چار روز باد کرد
کلا چشمای آذر ماهیا اسپشاله همزاد جون
نه میشه خط چشم کشید
از اینورم که من کلا حساسیت دارم
من و این نظر کوتاه محاله محاله!
راستی بیا دیگه یکم بیشتر روشن شدم
الان تو محلول الکترولیت نیمه قوی قرار دارم برا همین بیشتر نظر میزارم
هههههه

پاسخ :

عخ عخ عخ...
ن من چشام ب ریمل حساس نیس
اووو یس بله بله:))
تو الکترولیتت بموووون میخوام پست کش دار بزارم😂
کلمات
۲۸ شهریور ۱۶:۴۰
چه جالب 
فک کنم واقعا کار سختی باشه :)

پاسخ :

خیلی سخت:)
Faber Castel
۲۸ شهریور ۱۶:۳۲
یعنی می خوای بگی نمی خوای بالاخره یادش بگیری؟ :)

پاسخ :

مقداری سختهه:/
Hossein MK
۲۸ شهریور ۱۶:۲۲
بله خسته نباشید :) !

پاسخ :

سپااااااس گذارانیم:)
Faber Castel
۲۸ شهریور ۱۶:۲۱
دوشواری؟! استاد میشی توش :)

پاسخ :

یس دوشواری:/


نه بااااااااابااااا اون چشم یه جوری درمیاد این یه جوری:( اصن نمیشه لنتی:)
به قول یه دوستی:
می نویسم....
اپای تک تک حرف هایم خواهم بود...
مــن ویلن را عاشقانه می نوازد...
مــن خنده های بلند بلند را عاشق است اگر بگذارند...
مــن کشف کافه های جدید را می میرد....
مــن هر سال15 اذر سالش نو میشود...
مــن فروغ و شهریار می خواند...
مــن عاشق عکاسی است...
من عاشق بوی باران و کاهگل نم خورده و هوای شمال است...
مــن صادق هدایت را عاشق است....
مــن آرزویش زنده بودن است...حالا حالا ها....
مــن کنکور دارد به همین زوودی ها
مــن دمدمی میشود گاهی اوقات....
مــن عباس معروفی می خواند....
مــن موسیقی تلفیقی را عاشق است.....
من عاشق کنسرت رفتن است......
من عاشق یادگرفتن چیزهای جدید است......
مــن حسود می شود گاهی اوقات..خیلی هم حسود.....
مــن یه زمانی هرچقدر زدبازی گوش میداد خسته نمیشد
مــن دل کوچکی دارد...خیلی کوچک...
من بسیار احساساتی است ...
مــن هارمونیکا و پیانو را بعد از ویولن میمیرد....
مــــن دوستای زیادی دارم که صمیمی هایشان هم زیاد است...
مـــن را نوشتن ارام میکند...
مــــــن از بین این صمیمی ها غزل و محیا را میمیرد...
مــــــن و اخلاق من را این دو تحمل میکنند...
من امیدوار است پرو نشوند بعد از خواندن این بخش...
مــــــن از مترو وحشت دارد...
مــــــن دیدنِ تئاتر را به هر کاری ترجیح می دهد...
مـــــــن است دیگر کاریش نمی شود کرد:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان