ویــــــــــــــــــــــــــرگول:)

"ویرگول" ᓄـڪثے براے نوشتـہ هایـᓄـ!

از سری پست های نیمچه طورانه:)

اینکه من شبا نه نرسیده خوابم میبره و غش میکنم و متعاقبا صب یه رب به نه بیدار میشم صدای جیک جیکاااااای گنجیشکام میشنوم ینیییییییی خووووووووووده زندگی:)))اقاااااا ساعت خواب ما تنظیم شد حااااااااااااالا یاااااارم بیا:)))


امروز میخوام دو تا پست کشدارمو پابلیش کنم و بیااااام وباتونو بخونممم با افتخار:) این مدت که امتحان داشتم تا میدیدم پست جدید گذاشتین میومدم وبلاگتون و عذاب وجدان امتحاااان نمیذاشت بشینم بخونم قشنگ اینه که امروز کلااااااا میخوام تلافی کنم و هییی بخونمتون هیییییی نظر بدم هی بخونمتون هی نظر بدم:)))نظردهیه خونم اومده پایین:))


این نیمچه پستم همینجوری  گفتم بزارم دیگه اهاااااااااااان اقــــــــــــــــــــــــــــااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟نمیشه شمام یه چالش چای بزارید؟؟؟؟مام از چاییمون عکس بگیریم بعد بگیم تشکر از فلانیه عزیزتر از جان بعد شما بیاید کامنت بزارید که نههه سحر جان این چه حرفیه شما عزیزی و منم بگم نهههه این چه حرقیه من خاک کقشتونم و اینا؟؟؟؟شایدم گذاشتین و من خبر ندارم ولی اقا بزارید ما که همیشه از چاییمون تو هرحالتی عکس میگیریم حالا با اسمِ چالشم باشه چه بهتر هههه:))


احساس میکنم همینجوری ادامه بدم یه پست کشدار ازینم درمیاد پـــــــــــــــــس تا درودی دیگر بودوروووووود:)

جودی آبوت
۰۲ تیر ۲۰:۴۸
سلام
خسته نباشی 

پاسخ :

سلامممم فداتشم:)
SHIVA gh.s
۰۱ تیر ۱۵:۵۷
Fesghel pishe mnm bia

پاسخ :

چش:)
.. parinaz
۰۱ تیر ۱۳:۱۶
اخ اره منم باز چالش میخوام 
تا درودى دیگر بدرود

پاسخ :

نمیزاریییین کههه:)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به قول یه دوستی:
می نویسم....
اپای تک تک حرف هایم خواهم بود...
مــن ویلن را عاشقانه می نوازد...
مــن خنده های بلند بلند را عاشق است اگر بگذارند...
مــن کشف کافه های جدید را می میرد....
مــن هر سال15 اذر سالش نو میشود...
مــن فروغ و شهریار می خواند...
مــن عاشق عکاسی است...
من عاشق بوی باران و کاهگل نم خورده و هوای شمال است...
مــن صادق هدایت را عاشق است....
مــن آرزویش زنده بودن است...حالا حالا ها....
مــن کنکور دارد به همین زوودی ها
مــن دمدمی میشود گاهی اوقات....
مــن عباس معروفی می خواند....
مــن موسیقی تلفیقی را عاشق است.....
من عاشق کنسرت رفتن است......
من عاشق یادگرفتن چیزهای جدید است......
مــن حسود می شود گاهی اوقات..خیلی هم حسود.....
مــن یه زمانی هرچقدر زدبازی گوش میداد خسته نمیشد
مــن دل کوچکی دارد...خیلی کوچک...
من بسیار احساساتی است ...
مــن هارمونیکا و پیانو را بعد از ویولن میمیرد....
مــــن دوستای زیادی دارم که صمیمی هایشان هم زیاد است...
مـــن را نوشتن ارام میکند...
مــــــن از بین این صمیمی ها غزل و محیا را میمیرد...
مــــــن و اخلاق من را این دو تحمل میکنند...
من امیدوار است پرو نشوند بعد از خواندن این بخش...
مــــــن از مترو وحشت دارد...
مــــــن دیدنِ تئاتر را به هر کاری ترجیح می دهد...
مـــــــن است دیگر کاریش نمی شود کرد:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان