ویــــــــــــــــــــــــــرگول:)

"ویرگول" ᓄـڪثے براے نوشتـہ هایـᓄـ!

ما میخوایم باهم بریم سفر اوووووفی اوووووفیییییی:)))

اقاااا این اخر سالی چه وضعیه عصن نمیشه به هیچ کاری رسید و یهو بخودت میای میبینی شب شده:/

و منم براتون پست طولاتی اماده کرده بودم و گفتم سه قسمتش کنم و اون قسمت اولشو پابلیش کنم عصن نشدددد ...

 الان داریم اماده میشیم بریم سفر اوفی اوفی:))ولی قبل از سال تحویییل باید حتما بنویسم سه تا پست پدر مادر دار:)))فعلا که من پتم و مامانم مت و داریم تند تند کارامونو میکنیم حتی دیده شده با صووورت من رفتم تو دیوار😅 بپریم بریم پیش پدر و ساعت ده بلیت داریم اومدم بگم خوبی بدی دیدین حلااال کنید بالاخره راهه دیگه ...

همینا دیگه سعی کردم خییییلی خلاصه بگم روزای اخرسالتون اروم رفقا:)

ببر بنگال
۲۹ اسفند ۰۸:۵۰
با سلام در آستانه فرا رسیدن "عید نوروز باستانی" و طمطراق پیک بهار نوان و آغاز سال نو تبریک و تهنیت
صمیمانه را تقدیم شما و خانواده محترمتان داشته و در پرتو الطاف بیکران خداوندی،
سلامتی و بهروزی، طراوت و شادکامی، عزت و کامیابی را آرزومندیم.
سال نو مبارک

پاسخ :

ممنونم خیلییییی:)

سال نو شمام مبارک🌷
yasna sadat
۲۹ اسفند ۰۰:۰۹
خوش بگذره:)

پاسخ :

فداتشم🌸
ببر بنگال
۲۸ اسفند ۲۰:۱۱
سفرتون بخیر وبی خطر .خوش بگذره.

پاسخ :

خیلی مرسے🌹
maryam
۲۸ اسفند ۱۷:۲۰
سلام
خوش به حالتون
اما خدایی جدی میگی تو دیوار رفتی !!!

پاسخ :

سلام:)

جات خالی

اره😂
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۲۸ اسفند ۱۶:۵۷
خالی بستم بابا عزیزی :)
بنویس بازم ازون پستا

پاسخ :

فداتم تاج سری:)

چشم حتما
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۲۸ اسفند ۱۶:۴۶
حلالت نمیکنم بابت اون عکسایی که میزاشتی :||||
چقد دلمون خواست:|||

پاسخ :

وای😂😅
نه دیگههه حلال کن😁
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
به قول یه دوستی:
می نویسم....
اپای تک تک حرف هایم خواهم بود...
مــن ویلن را عاشقانه می نوازد...
مــن خنده های بلند بلند را عاشق است اگر بگذارند...
مــن کشف کافه های جدید را می میرد....
مــن هر سال15 اذر سالش نو میشود...
مــن فروغ و شهریار می خواند...
مــن عاشق عکاسی است...
من عاشق بوی باران و کاهگل نم خورده و هوای شمال است...
مــن صادق هدایت را عاشق است....
مــن آرزویش زنده بودن است...حالا حالا ها....
مــن کنکور دارد به همین زوودی ها
مــن دمدمی میشود گاهی اوقات....
مــن عباس معروفی می خواند....
مــن موسیقی تلفیقی را عاشق است.....
من عاشق کنسرت رفتن است......
من عاشق یادگرفتن چیزهای جدید است......
مــن حسود می شود گاهی اوقات..خیلی هم حسود.....
مــن یه زمانی هرچقدر زدبازی گوش میداد خسته نمیشد
مــن دل کوچکی دارد...خیلی کوچک...
من بسیار احساساتی است ...
مــن هارمونیکا و پیانو را بعد از ویولن میمیرد....
مــــن دوستای زیادی دارم که صمیمی هایشان هم زیاد است...
مـــن را نوشتن ارام میکند...
مــــــن از بین این صمیمی ها غزل و محیا را میمیرد...
مــــــن و اخلاق من را این دو تحمل میکنند...
من امیدوار است پرو نشوند بعد از خواندن این بخش...
مــــــن از مترو وحشت دارد...
مــــــن دیدنِ تئاتر را به هر کاری ترجیح می دهد...
مـــــــن است دیگر کاریش نمی شود کرد:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان