ویــــــــــــــــــــــــــرگول:)

"ویرگول" ᓄـڪثے براے نوشتـہ هایـᓄـ!

بی تو نیست آرامم لیــــــــــک آرامم آرامم آرامم!

میتونم بگم قریب به هشت یا نه تا پست پیش نویس شد تا الان یکم به خودم مسلط شدم

  اشک ریختم و نوشتم 

 حرص خوردم و نوشتم 

 به خاطر خیلی چیزا حرص خوردم به خاطر خیلی چیزا هم شادی کردم و از ذوق لبخند گشااااااااااد زدم به ژرفای چاله گونه طور با اشک شوق حتی...

 نوشتم و نوشتم و نوشتم و خالی شدم،خالی شدم تا الان به این ارامش رسیدم کنار گلای جان و عصرونه میزنم و میگم خدایا شکررررررت :)





همدم تنها
۲۳ اسفند ۱۳:۴۵
همیشه آروم باشی کنار گل جونیا

پاسخ :

ممنون:)
yasna sadat
۲۳ اسفند ۰۰:۱۰
خوبی سخر جوون؟؟؟؟؟

امید وارم از ته دل اروم باشی نه فقط رو حرف.....

پاسخ :

مرسی عزیزدلم شما چطوری؛)

قربونت بشم
ببر بنگال
۲۲ اسفند ۰۸:۵۶
 چه گلهای قشنگی . نوش جان 

چه گلهایی هستن ؟

پاسخ :

ممنون🌹
والا رو اسم گلا راستش دقیق نمیشم  زیاد ولی یادمه داشتم میخریدم یکشونو گف لب قرمزی انگار و اون یکیم قاشقی بقیشم اسمشونو بلد نیسم🙈
سکوت :)
۲۱ اسفند ۱۷:۵۶
چقدر قشنگ...چه تر وتازه ^_^
هر روز اینا رو میبینی؟! عاغا خوش به حالت واقعا :)

پاسخ :

ممنونمممم قابل نداره عا🙈🙈
خانم جولی
۲۱ اسفند ۱۶:۴۹
هیچ چیز و هیچ کس لیاقت اشک های مارو نداره
گل هات چقد خوشگلن 

پاسخ :

قابل نداره:)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به قول یه دوستی:
می نویسم....
اپای تک تک حرف هایم خواهم بود...
مــن ویلن را عاشقانه می نوازد...
مــن خنده های بلند بلند را عاشق است اگر بگذارند...
مــن کشف کافه های جدید را می میرد....
مــن هر سال15 اذر سالش نو میشود...
مــن فروغ و شهریار می خواند...
مــن عاشق عکاسی است...
من عاشق بوی باران و کاهگل نم خورده و هوای شمال است...
مــن صادق هدایت را عاشق است....
مــن آرزویش زنده بودن است...حالا حالا ها....
مــن کنکور دارد به همین زوودی ها
مــن دمدمی میشود گاهی اوقات....
مــن عباس معروفی می خواند....
مــن موسیقی تلفیقی را عاشق است.....
من عاشق کنسرت رفتن است......
من عاشق یادگرفتن چیزهای جدید است......
مــن حسود می شود گاهی اوقات..خیلی هم حسود.....
مــن یه زمانی هرچقدر زدبازی گوش میداد خسته نمیشد
مــن دل کوچکی دارد...خیلی کوچک...
من بسیار احساساتی است ...
مــن هارمونیکا و پیانو را بعد از ویولن میمیرد....
مــــن دوستای زیادی دارم که صمیمی هایشان هم زیاد است...
مـــن را نوشتن ارام میکند...
مــــــن از بین این صمیمی ها غزل و محیا را میمیرد...
مــــــن و اخلاق من را این دو تحمل میکنند...
من امیدوار است پرو نشوند بعد از خواندن این بخش...
مــــــن از مترو وحشت دارد...
مــــــن دیدنِ تئاتر را به هر کاری ترجیح می دهد...
مـــــــن است دیگر کاریش نمی شود کرد:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان