ویــــــــــــــــــــــــــرگول:)

"ویرگول" ᓄـڪثے براے نوشتـہ هایـᓄـ!

تو را دوست میدارم:)

و را به جای همه کسانی که نشناخته ام دوست می دارم

تو را به خاطر عطر نان گرم

برای برفی که اب می شود دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که دوست نداشته ام دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

برای اشکی که خشک شد و هیچ وقت نریخت

لبخندی که محو شد و هیچ گاه نشکفت

دوست می دارم ...

تو را به خاطر خاطره ها دوست می دارم

برای پشت کردن به ارزوهای محال

به خاطر نابودی توهم و خیال دوست می دارم

تو را برای دوست داشتن دوست می دارم

تو را به خاطر بوی لاله های وحشی

به خاطر گونه ی زرین افتاب گردان

برای بنفشیه بنفشه ها دوست می دارم

تو را به خاطر دوست داشتن دوست می دارم

تو را به جای همه کسانی که ندیده ام دوست می دارم

تورا برای لبخند تلخ لحظه ها

پرواز شیرین خا طره ها دوست می دارم

تورا به اندازه ی همه ی کسانی که نخواهم دید

دوست می دارم ....

پ.ن:

شاید یه روزی فهمیدی اینجا یکی برات پست عاشقانه میزاره و دلتنگتهههه شاید:)

*❤✿✿✿( مهتاب )✿✿✿❤*
۱۷ اسفند ۲۱:۳۴
ســـــــــلــــــــــــــام^^
وب خیلی قشنگی داری خیلی وقته سر میزنم حدود یک سال میشه
به وبم سر بزن و اگه موافق بودی با هم تبادل لینک داشته باشیم^^
منتظر جواب هستم^^

پاسخ :

ممنونم:)
♥️ っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad)
۱۷ اسفند ۱۷:۰۲
😊😊😊😊
عالی بود سحر سحریان :)

پاسخ :

ممنونم:)
yasiii hk
۱۷ اسفند ۱۵:۲۲
امیدوارم این دم دمای آخر سال حال همه خوب باشه :)

پاسخ :

انشالله:)
ستایش
۱۶ اسفند ۲۳:۲۳
چقده تند تند پست میزاری سحری
فک کردم فقط منم به این درد دچار شدم که این آخر سالی حس درسم نمیاد همه ش وبم پلاسم پست میزارم
نگو همزاد جان جانانم مثه منه!
سحر خرید عید رفتی؟
از لباس عیدات عکس نمیگیری، بزاری؟
مسافرت میرین آیا
ما که از بیست و شش اسفند تا چهارده فروردین مسافرتیم
هععععی سال نود و ششم داره میاد
ی سال پیر تر شدیم خواهر جان:)))
از غزل چه خبر؟
نگرانشم!
ینی بعد اینکه فهمیدم حالش بده
کلا فاز گرفتم رفتم محمد علیزاده گذاشتم گریه کردم
حالا به این پی بردم علاوه بر سحر اگه غزلم حالش بد باشه من گریه ام میگیره!


دیگه چه خبر سحری؟
خوبی؟

پاسخ :

اره خودمم حس میکنم یکم😅
نه بابا حس درس نیس عصن😝😜
اره خیلی وقته بیست روز قبل از پلاسکو و قبلش من در سدد خرییید عید بودم 
حالا ماجراها داره😅
از لباسام بعکسم؟یکم ندید پدید بازی میشه😉حالا اگر عکس گرفتم خواستم بزارم اینستا اونجا ببین:)
ماهم از بیست و هشتم انشالله شاید بریم تا چهاردهم
هی خواهر😁
غزلم خوبه فعلا رو دنده ی لج و لجبازیه 
ای جانم مهربون❤❤❤
عزیزم💗اگه بفهمه که هیچی ذوق مرگ میشه ازینکه انقد طرفدار داره😸

سلامتی شما
بخوبیت😻😘
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
به قول یه دوستی:
می نویسم....
اپای تک تک حرف هایم خواهم بود...
مــن ویلن را عاشقانه می نوازد...
مــن خنده های بلند بلند را عاشق است اگر بگذارند...
مــن کشف کافه های جدید را می میرد....
مــن هر سال15 اذر سالش نو میشود...
مــن فروغ و شهریار می خواند...
مــن عاشق عکاسی است...
من عاشق بوی باران و کاهگل نم خورده و هوای شمال است...
مــن صادق هدایت را عاشق است....
مــن آرزویش زنده بودن است...حالا حالا ها....
مــن کنکور دارد به همین زوودی ها
مــن دمدمی میشود گاهی اوقات....
مــن عباس معروفی می خواند....
مــن موسیقی تلفیقی را عاشق است.....
من عاشق کنسرت رفتن است......
من عاشق یادگرفتن چیزهای جدید است......
مــن حسود می شود گاهی اوقات..خیلی هم حسود.....
مــن یه زمانی هرچقدر زدبازی گوش میداد خسته نمیشد
مــن دل کوچکی دارد...خیلی کوچک...
من بسیار احساساتی است ...
مــن هارمونیکا و پیانو را بعد از ویولن میمیرد....
مــــن دوستای زیادی دارم که صمیمی هایشان هم زیاد است...
مـــن را نوشتن ارام میکند...
مــــــن از بین این صمیمی ها غزل و محیا را میمیرد...
مــــــن و اخلاق من را این دو تحمل میکنند...
من امیدوار است پرو نشوند بعد از خواندن این بخش...
مــــــن از مترو وحشت دارد...
مــــــن دیدنِ تئاتر را به هر کاری ترجیح می دهد...
مـــــــن است دیگر کاریش نمی شود کرد:)
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان